کارنکارن، تا این لحظه: 15 سال و 10 ماه و 20 روز سن داره

خاطرات کارن کوچولو

سفر به جزیره زیبای کیش

چند روز پیش ما با کارن رفتیم مسافرت به جزیره کیش به همراه امیر علی گل .این اولین مسافرت کارن بودو خیلی به کارن خوش گذشت و روز اخر وقت برگشت گریه می کرد که نریم همینجا باشیم ... لطفا برای تماشای بقیه عکسهابه ادامه مطلب بروید   ...
18 تير 1392

ماشین سواری در پارک

چند روز پیش با کارن رفتیم پارک تجن و کارن با ماشین نارنجی خوشگلش حسابی رانندگی کرد و تا دلش خواست بازی کرد و بعد دو ساعت خودش گفت بابایی من دیگه حسته شدم بریم !!!!!!!!!!!! ...
28 ارديبهشت 1392

عینک آفتابی

هفته پیش پسرم تو ماشین نشسته بود و منم مشغول رانندگی که یهو گفت بابا من مثل تو عینک آفتابی ندارم !!! آفتاب میره تو چشم !!!  رفتیم و یه عینک آفتابی براش خریدیم . انقدر خوشحال شد که تا چند روز حتی تو خوابم از خودش جدا نمی کرد !! ...
2 فروردين 1392

از یک تا ده

چند روز پیش کارن زنگ زد بهم  و گفت بابایی داری میای برام کیک بخر و منم چون کارن تازه شمارش اعداد رو داره یاد میگیره براش یه پلاستیک بزرگ کیک خریدم و بردم خونه . خیلی خوشحال شد و تا یه ساعت بعد مشغول شمردن کیک ها بود یک دو سه چهار پنج شش هفت نه بچم هنوز هشت رو یاد نگرفته!! ...
2 فروردين 1392

کارن و ماشینهاش

این پسر ما عاشق ماشینه و غیر از ماشین هیچ اسباب بازی دیگه ای خوشحالش نمی کنه !!!!   کوچک و بزرگش هم خیلی تفاوت نداره فقط ماشین باشه !!!! خودش هم باید باطری های ماشیناشو عوض کنه اخه پسرم دوست داره مستقل باشه ! فکر کنم یه روزی راننده کمپانی فراری بشه و قهرمان فرمول 1 !!!!!!!!!!!!!!!!!!!! ...
2 فروردين 1392